چهارشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۹
کد مطلب: ۶۷۸۹

تکالیف مؤمنان در زمان غیبت امام عصر(عج)
مهدویت

تکالیف مؤمنان در زمان غیبت امام عصر(عج)

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
خدمت به امام زمان علیه السلام، آن هم در حد توان، و سعی و جدیت در این راه، تکلیف و وظیفه مؤمن است. ملائکه و انبیا خدمت به آن حضرت را افتخار خود می دانند و پیامبر عظیم الشأن و بزرگی هم چون حضرت خضر در خدمت ایشان می باشد.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

تکلیف پنجاه و نهم:

تکالیف مؤمنان در زمان غیبت امام عصر(عج):

خدمت به امام زمان علیه السلام، آن هم در حد توان، و سعی و جدیت در این راه، تکلیف و وظیفه مؤمن است. ملائکه و انبیا خدمت به آن حضرت را افتخار خود می دانند و پیامبر عظیم الشأن و بزرگی هم چون حضرت خضر در خدمت ایشان می باشد.
امام صادق علیه السلام می فرمایند: «اگر او را درک می کردم [و به او می رسیدم] تمام ایام زندگی خود، به او خدمت می کردم.»
خدمت به مؤمن از مستحبات اکید اسلامی و دارای ثواب عظیم است و از صفات ممتاز و بر جسته مؤمنان حقیقی و بزرگان دین می باشد و مؤمن راستین را می توان از شدت اهتمام او در خدمت به مخلوق خدواند متعال شناخت؛ پس خدمت به آن حضرت که صاحب عصر و رئیس و امیر مؤمنان می باشد، برترین عبادت ها و طاعت ها است.
حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه السلام -فرمود: «ای گروه حواریون! من خواسته ای از شما دارم، آن را برایم بر آورید. گفتند: ای روح الله! خواسته تو چیست؟ پس آن حضرت ایستادند و پاهای آن ها را، شستند. گفتند: ای روح الله! ما سزاورتریم که این عمل را انجام دهیم. آن گاه حضرت فرمودند: سزاوار ترین مردم برای خدمت نمودن، عالم است همانا من این چنین تواضع کردم تا شما نیز بعد از من در میان مردم تواضع کنید، همان گونه که من برای شما تواضع و فروتنی نمودم.»
حضرت مهدی علیه السلام سزاوار ترین افراد است که به او خدمت شود؛ و اسباب و علل و موجبات بسیاری است که آن حضرت را برای آن که به او خدمت شود، از همه کس سزاوارتر و محق تر می نماید.
خدمت به حضرت حجه علیه السلام از راه خدمت به دوستان، پیروان و شیعیان او به دست می آید؛ به عنوان مثال: رفع حوائج و دفع مشکلات و حل و فصل امور آن ها در حقیقت خدمت به آن حضرت است. هم چنین بر پایی محافل و مجالس ذکر، تألیف یا نشر کتب مربوط به آن حضرت، بنای حوزه های علمیه و…، اگر به قصد خدمت به آن حضرت باشد، خدمت به آن بزرگوار بحساب می آید. مصادیق خدمت به امام علیه السلام بسیارند که باید با قصد و نیت خدمت به آن حضرت انجام گیرند.
این توضیح لازم است که خدمت، با نصرت فرق دارد؛ خدمت اخص از نصرت است و بین آن ها عموم و خصوص مطلق است؛ یعنی هر خدمتی، نصرت است، اما هر نصرتی، خدمت نیست. خدمت از راه مباشرت و به طور مستقیم به دست می آید، اما نصرت و یاری، به مباشرت و عمل مستقیم فرد نیازی نداری و می تواند بدون مباشرت و به صورت غیر مستقیم و به واسطه فرد دیگری انجام گیرد. به عبادت دیگر، در خدمت، خادم باید خود مباشرت داشته و مستقیم وارد عمل شود و به شخصه اقدام نماید، اما در نصرت، ناصر می تواند به واسطه فرد دیگر، یاری و نصرت خود را انجام دهد. دیگر این که خدمت، در ضمن خود، تواضع و فروتنی و اظهار کوچکی خادم برای مخدوم را در بر دارد،  بر خلاف نصرت و یاری که این گونه نیست. لازم به ذکر است، اگر نصرت به نیت خدمت بوده و در آن مباشرت باشد، خدمت به شمار می آید.


تکلیف شصتم:
تکلیف دیگر، انتظار فرج و ظهور حضرت مهدی علیه السلام در هر شب و روز، بلکه در هر ساعت و هر لحظه است؛ یعنی مؤمن باید همیشه در انتظار آن حضرت باشد.
امام صادق علیه السلام می فرمایند: «خوشا به حال شیعیان قائم ما، که در زمان غیبتش منتظر ظهور او، و در زمان ظهورش مطیع او هستند؛ آن ها دوستان خدا هستند؛ هم آنان که نه ترسی بر ایشان است و نه اندوهگین می شوند.»
امام زین العابدین علیه السلام می فرمایند: «همانا مردم زمان غیبت او، که امامت او را باور دارند و منتظر ظهور او هستند، از مردم هر زمانی بهتر هستند.»
امام محمد تقی علیه السلام می فرماید: «مخلصان، منتظر ظهور او هستند و اهل تردید، انکارش می نمایند.»
امام صادق علیه السلام می فرماید: «در زمان غیبت، هر صبح و شام منتظر ظهور باشید.» 
در روایات بسیاری آمده است که انتظار فرج حضرت عصر علیه السلام، از دین خدا و جزء آن است و این انتظار بر همه کس واجب است. هم چنین در روایات آمده است که حتی مسلمان معاصر دیگر معصومین علیهم السلام نیز باید منتظر فرج و ظهور حضرت مهدی علیه السلام می بودند و این امر بر آن ها نیز واجب بوده است و اختصاص به دوران غیبت ندارد.
انتظار فرج نمی تواند دارای ثواب باشد مگر آن که قربت الی الله و از روی تعبد انجام گیرد؛ مثل نماز و روزه و حج، که ثواب و اجر الهی هنگامی بر آن ها بار می شود که با قصد قربت صورت گیرند. حال این قصد قربت خود بر اقسامی است ومی تواند به صور مختلف و گوناگون محقق شده و به دست آید که بهترین و برترین آن ها، قصد امتثال امر خداوند متعال و اطاعت از آن ذات مقدس است، آن هم به آن جهت که او سزاوار عبودیت و پرستش و اطاعت است نه به جهت محبت به او و نه به جهت بهشت و رضوان او و نه به جهت ترس از آتش و عذاب و عقاب او؛ زیرا این ها همه وجوهی پست و حقیر، در قصد قربتند که سزاوارست مؤمن از این نوع نیات مبرا باشد حال چه رسد به آن که نیت شخص منتظر، دنیا و مطامع دنیوی باشد.
انتظار فرج و وجوب آن اختصاص به زمان یا مکان خاص و احوال خاصی ندارد، بلکه مؤمن باید دائما منتظر فرج و ظهور آن حضرت باشد و در هیچ زمان و مکانی از آن غفلت نورزد.
مؤمن نباید از فرج و ظهور آن حضرت مأیوس گردد، چه به صورت کلی و چه به صورت جزئی؛ زیرا یأس و ناامیدی از اصل ظهور، آن هم به صورت کلی قطعا حرام است و کسی که چنین یأسی داشته باشد، هرگز نمی تواند حتی برای لحظه ای حال انتظار داشته باشد؛ از طرفی، یأس جزئی نیز صحیح نیست، بلکه آن هم حرام است؛ یعنی مؤمن نباید از ظهور و فرج حضرت حجه علیه السلام، بر حسب حدسیات یا وهمیات خود، برای زمان کوتاه یا مدت خاصی از آن، مأیوس باشد و مثلا بگوید: آن حضرت تا پنجاه سال دیگر یا امسال و یا این هفته ظهور نخواهد نمود؛ یا امروز، که شنبه است و یا فلان صبح یا فلان شب و یا این ساعت یا آن ساعت، ظهور نخواهد نمود. روشن است که وجود یأس هر قدر باشد، به همان مقدار، حال انتظار از بین رفته و واجب خدواند متعال ترک خواهد شد. مؤمن باید هر ساعت و هر روز و هر شب، متوقع ظهور و خروج امام زمان علیه السلام باشد و این را بپذیرد که ممکن است هم این صبح یا هم این ساعت، ظهور آن حضرت تحقق یابد. امام صادق علیه السلام می فرماید: «هر شب و روز منتظر ظهور و امر صاحب خویش باش، به درستی که خدا هر روز در کاری است، و هیچ کاری او را از ما دیگر باز نمی دارد.»
ظهور و فرج آن حضرت از امور بدائیه و قابل تقدیم و تأخیر است و بستگی به اسباب و شرایط خود و حصول و تحقق آن ها دارد؛ از این روی، نمی توان برای آن وقت و زمانی مشخص کرد. در روایات آمده است که برای ظهور و فرج آن حضرت وقت و زمانی تعیین و مشخص ننمایید بلکه فرج آن حضرت هر زمانی توقع می رود. هم چنین آمده است که ظهور و فرج آن بزرگوار ناگهان بوده و حتی در زمانی رخ خواهد داد که مردم نسبت به امر ظهور آن حضرت نا امید هستند.
«پس، از پیش پای خود، منتظر ظهور باشید.»


تکلیف شصت و یکم:
دیگر از تکالیف مؤمن در برابر امام زمان علیه السلام دعا برای تعجیل فرج و ظهور آن حضرت است که باید هر روز و شب، بلکه در صورت امکان، هر ساعت این دعا را به جا آورد. در این زمینه دعاهای زیادی به نقل از حضرات معصومین علیهم السلام در کتب ادعیه موجود است؛ از جمله، دعایی که از امام رضا علیه السلام روایت شده مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی باب سوم فصل دهم بعد از دعای ندبه و دعای عهد نور. و مطلع آن این است: « اللهم ادفع عن ولیک و خلیفتک و حجتک علی… .»
بی شک، دعا و در خواست تعجیل فرج آن حضرت از خداوند. متعال، از نوع تعجیل مذموم و ممنوع نیست؛ چرا که تعجیل مورد نهی اهل بیت علیهم السلام، ضد صبر و تسلیم در مقابل اراده حق تعالی است، در حالی که دعا برای تعجیل ظهور آن حضرت، عین یقین و ایمان و تسلیم در مقابل خدواند متعال و قضا و قدر الهی است. این دعا، در واقع، اظهار این حقیقت است که ظهور مهدی علیه السلام و فراهم آمدن اسباب قیام او، تنها در دست خدواند متعال است و ظهور ایشان را تنها باید از او خواست. این دعا، در حقیقت اعتراف به وجود و حیات آن امام و ظهور و قیام اوست. این دعا، اظهار یقین و ایمان شخص به آن حضرت و قیام اوست و چیزی جز صبر و تسلیم در قبال خواست خدواند متعال نیست.


تکلیف شصت و دوم:
تکلیف دیگر، آمادگی برای ظهور و فرج آن حضرت است؛ یعنی همان عمل کردن به مقتضای انتظار. روشن است، کسی که منتظر چیزی و امری و یا فردی است، خود را مهیای او و امر او می نماید. کسی که منتظر حضرت مهدی علیه السلام است، باید خود را آمادگی ملاقات با او و حضور و ظهور او و حکم و خواست او نماید و این به دست نمی آید مگر با تهذیب نفس و از طریق راهنمایی و دستگیری دیگران در این مهم، و تحصیل اخلاق حمیده و صفات حسنه، و بدست نمی آید مگر با پرهیزکاری و تحصیل ورع و اجتهاد و کوشش در امر خدواند متعال و دین او. البته کسانی هستند که در این موضوع، دارای عقاید نادرستی بوده و از حق منحرف شده اند و آمادگی و تهذیب نفس و هدایت و دستگیری دیگران را در این راه لازم ندانسته و حتی انکار دمی نمایند.
امام صادق علیه السلام می فرمایند: «هر کس شاد می شود که از اصحاب قائم علیه السلام باشد، باید منتظر او باشد و با پرهیزکاری و اخلاق پسندیده عمل نماید، در حالی که منتظر است.»

تکلیف شصت و سوم:
تکلیف بعدی، تسلیم بودن و عجله نکردن در امر ظهور آن حضرت است. مؤمن نباید عجول باشد و بگوید: چرا حضرت ظهور نمی کند؟ دیگر غیبت بس است! ما دیگر تحمل نداریم! و…؛ یعنی باید صبور و در هر حال، راضی به قضا و قدر الهی بود و اعتراضی ننمود و این به آن معنا نیست که دعا نمودن برای تعجیل ظهور آن حضرت و فراهم کردن مقدمات آن منعی داشته باشد بلکه مستحب نیز میباشد.
راوی به امام صادق علیه السلام عرضه داشت: «خداوند متعال مرا فدای شما نماید، این امر کی خواهد شد، که طولانی شده است بر ما؟ حضرت فرمودند: آنان که بدون توجه به امکان یا عدم امکان آن خواهان این امر هستند و آن را آرزو می کنند، به این آرزوی خود نمی رسند و آنان که در این امر عجله می کنند، هلاک می شوند و آنان که تسلیم هستند، نجات می یابند و امر شما به سوی ما خواهد بود. عجله کردن و بی تابی نشان دادن مضرات بسیاری دارد، تا جایی که ممکن است فرد عجول به دنبال مدعیان مهدویت برود و از سر عجله، آن ها را به عنوان مهدی قبول کرده گمراه شده و دیگران را گمراه کند. فرد عجول ممکن است، به کلی مأیوس یا منکر وقوع ظهور آن حضرت شود یا در کلام ائمه معصومین علیهم السلام و وعده هایی که داده اند شک و تردید کند یا کلا آن ها را تکذیب و رد نماید یا مبتلا به اعتراض یا انکار خدواند متعال و قضا و قدر الهی و عدالت او شود و دست از انتظار و دعا برای آن حضرت بر دارد و یا بکلی تمام تکالیف خود را نسبت به امام زمان علیه السلام ترک نماید یا دست به اعمالی بزند که مرضی شارع مقدس نیست. حال مؤمن در قول و عمل باید آن چیزی باشد که حضرت حجه علیه السلام، فرمودند اند: «و انت العالم غیر معلم بالوقت الذی فیه صلاح امر ولیک فی الاذن له باظهار امره، و کشف سره، فصبرنی علی ذلک حتی لا احب تعجیل ما اخرت و لا تاخیر ما عجلت.»
«خدایا! تویی آن که، وقتی را که صلاح امر ظهور ولی تو است، تا به او برای اظهار امرش و رفع پرده غیبت او اذن دهی، بدون تعلیم می دانی؛ پس مرا بر آن غیبت صبر عطا نما تا تعجیل آن چه تاخیر انداختی و تأخیر آن چه را تعجیل نمودی، دوست نداشته باشم.»


تکلیف شصت و چهارم:
یکی دیگر از تکالیف مردم و مکلفین عصر غیبت، دعا و تضرع به درگاه خداوند متعال برای حفظ ایمان و دین خود می باشد. یعنی حفظ ایمان و دین از شیاطین جن و انس و از کفار و منافقین و معاندین اهل بیت علیهم السلام و از شبهات و شکوکی که هر آن ممکن است به عرصه ایمان و دین شخص رخنه نموده و هجوم آورند.
در این زمینه، خواندن دعایی که در تکلیف بعد می آید، کافی به نظر می رسد.


تکلیف شصت و پنجم (تابع تکلیف شصت و چهارم):
دیگر از تکالیف اهل ایمان خواندن این دعای شریف است که در این روایت آمده است.
امام صادق علیه السلام فرمودند: «به زودی شبهه و امر مشتبهی به شما می رسد؛ پس بدون نشانه ای که دیده شود و بدون امام هدایت کننده می مانید و از آن نجات نمی یابد مگر کسی که دعای غریق را بخواند. راوی می گوید: چگونه است دعای غریق؟ امام علیه السلام فرمودند: می گویی: «یا الله یا رحمن، یا رحیم، یا مقلب القلوب، ثبت قلبی علی دینک. »
یعنی «ای خداوند! ای رحمان! ای مهربان! ای دگرگون کننده دل ها! دل مرا بر دین خود ثابت و پایدار بدار.»


تکلیف شصت و ششم:
دیگر از تکالیف مؤمن، دعا برای غلبه آن حضرت و آن وجود مقدس بر کفار و منافقان و ملحدان و معاندان و در نهایت، تمام دشمنان دین خدا است که در این زمینه، خواندن بعضی از دعاها هم چون دعای ندبه به پاورقی صفحه 107 مراجعه شود. کافی و وافی به نظر می رسد.
در دعای ندبه، با فرازهایی از کلام و دعای امامان معصوم علیهم السلام رو به رو می شویم که اهتمام شدید آنان را در دعا برای غلبه آن حضرت می رساند: 
«پروردگارا! حق را به واسطه او بر پای دار و به وسیله او باطل را محو و نابود ساز.»
«و اذلل به اعدائک.»
«پرودگارا! دشمنانت را به وسیله او خوار گردان.»


تکلیف شصت و هفتم: 
تکلیف دیگر در عصر غیبت، عدم قیام و عدم جهاد با اهل باطل و ستمگران و قدرت مندان وقت است. باید از انقلاب و خروج علیه سلطان وقت پرهیز کرد و به دنبال حفظ ایمان و دین خود و عافیت دنیا و آخرت خویش بود و از قیام علیه دولت وقت بر حذر بود که روایات بسیاری در این باب وجود دارد.
در روایات و لسان اهل بیت علیهم السلام، بر این موضوع تصریح و تأکید بسیاری شده است و از آن ها به دست می آید که قیام و خروج علیه سلطان وقت صحیح نیست و مرضی اهل بیت علیهم السلام نمی باشد.
در صحیفه سجادیه، از امام صادق علیه السلام روایت شده است:
«ما خرج و لا یخرج منا اهل البیت الی قیام قائمنا احد لیدفع ظلما او ینعش حقا الا اصطلمته البلیه و کان قیامه زیاده فی مکروهنا و شیعتنا.»
هیچ یک از ما اهل بیت تا روز قیام قائم ما [مهدی علیه السلام] برای جلوگیری از ستمی یا برای به پاداشتن حقی خروج نکرده و نمی کند، مگر آن که بلا و آفتی او را از بیخ برکند و قیام او بر اندوه ما شیعیانمان بیافزاید.»
اما آن چه به نظر می رسد این است که بر فرض آن که، این روایت و یا این نوع روایات -که تعدادشان کم نیست -صحیح باشند و بر فرض این که صدور آن ها - بر فرض صحت سند آن ها -از روی تقیه نباشد و بر فرض این که معارضی هم نداشته باشند، آن چه در این روایات نفس و منع شده است، مبارزه با حاکم و دولت جور و مقابله با او نیست، بلکه تنها قیام و خروج علیه آن ها، آن هم قیام و خروج مسلحانه و بالسیف، نفی و منع شده است.
از طرفی، کشف صحت و قسم این روایات کار هر کسی نیست، بلکه کشف صحت و سقم و حتی درک و فهم صحیح آن ها، تنها بر عهده علمای برجسته و فقها و فضلای صاحب شرایط است، نه کار عوام.
علاوه بر این، یک مجتهد در این گونه امور، پس از استنباط حقیقت، به آن چه به عنوان حقیقت فهمیده است، عمل می کند و غیر مجتهد باید از مجتهد جامع الشرایط تقلید نماید و وظیفه او تقلید است. چنان چه این دسته از روایات را بپذیریم و بگوییم قیام و خروج علیه سلطان صحیح نیست، نمی توان گفت اگر مجتهد جامع الشرایطی قیام کرد و علیه سلطان خروج نمود، باید او را تنها گذاشت، بلکه بر مقلدین او لازم است که به فتوا و نظر او، مراجعه نموده و طبق آن عمل نمایند و همکاری لازم را با او انجام داده و آن ها نیز قیام کنند.
پس صحیح آن است که بگوییم، مؤمن باید از قیام و خروج علیه دولت و سلطان وقت بپرهیزد مگر آن که مجتهد جامع الشرایط به پاورقی صفحه 43 مراجعه شود. حکم بر قیام و خروج نماید، که در این صورت طبق ادله تقلید، این قیام و خروج، برای مقلدین او جایز و صحیح، بلکه لازم و واجب است و مردم نباید از مسیر و طریق تقلید از مراجع خود خارج شوند. در مآخذ و منابع روایی و فقهی آمده است که در بعضی از موارد، جهاد عمومی واجب خواهد شد و حکم آن بسته به فتوا و حکم مجتهد جامع الشرایط می باشد که در کتاب جهاد کتب فقهی، به طور مفصل شرح داده شده است.


تکلیف شصت و هشتم:
دیگر از تکالیف مردم این است که برای ظهور آن حضرت وقتی تعیین نکنند که روایات بسیاری بر این موضوع دلالت دارند.
امام صادق علیه السلام می فرماید: «ای مفضل! برای ظهور وقتی نگذار؛ همانا هر کس برای ظهور مهدی ما وقتی تعیین کند، خود را در علم خداوند شریک دانسته است و مدعی شده است که خداوند متعال او را بر سر خویش آگاه ساخته است.»
راوی می گوید از امام باقر علیه السلام پرسیدم: «آیا برای امر ظهور وقتی هست؟ فرمودند: وقت گذاران دروغ گفتند، وقت گذاران دروغ گفتند، وقت گذاران دروغ گفتند.»
منظور از عدم جواز تعیین وقت ظهور این است که عدد، سال، ماه، هفته یا ساعتی برای تاریخ و زمان ظهور تعیین نشود والا بیان وقت ظهور آن حضرت به زبان علایم و نشانه های قبل ظهور، ایراد و اشکالی ندارد و جایز است.
ابو بصیر به امام صادق علیه السلام عرضه داشت: «فدایت شوم، قیام قائم علیه السلام کی خواهد بود؟ آن حضرت علیه السلام فرمودند: ای ابو محمد! ما خاندانی هستیم که وقت نمی گذاریم و پیامبر عظیم الشأن اسلام فرموده بود: وقت گذاران دروغ می گویند. ای ابو محمد! همانا پیش از این امر، پنج نشانه خواهد بود، آن ها عبارت هستند از: ندایی در ماه رمضان و خروج و حرکت سفیانی و خروج خراسانی و کشته شدن نفس زکیه و فرو رفتن در بیداء.»


تکلیف شصت و نهم (تابع تکلیف شصت و هشتم):
تکلیف دیگر، تکذیب کسانی است که ظهور آن حضرت وقت و زمان مشخص و معینی را تعیین می کنند؛ یعنی مردم باید مدعیان تعیین وقت ظهور را دروغ گو معرفی نمایند.
امام صادق علیه السلام می فرماید: «هر کس تعیین وقتی را از ما به تو خبر داد، از تکذیب او پرهیز نکن، به آن دلیل که همانا ما برای احدی وقتی را تعیین نکردیم.»


تکلیف هفتادم:
یکی دیگر از تکالیف، تهذیب نفس و اجتهاد و کوشش لازم در این مسیر است؛ یعنی هر شخص باید کسب علم و معرفت و ایمان کامل نماید و کوشش کند به فضایل و کمالات انسانی نایل گردد و صاحب تقوا و ورع الهی شده و نفس خود را از همه آلودگی ها برهاند و به این وسیله، تشابه و سنخیتی با امام زمان علیه السلام خود بیابد. باید گفت، در واقع و حقیقت، این تکلیف اهم تکالیف مؤمنان است و باقی تکالیف، رجوع به این تکلیف دارند و برای تحقق و حصول این تکلیف هستند؛ یعنی تکلیف اصلی انسان، تهذیب نفس، سیر و سلوک مجدانه در این مسیر است.
امام صادق علیه السلام می فرماید: «هر کس خرسند می شود که از اصحاب قائم علیه السلام باشد، باید منتظر او باشد و با پرهیزکاری و اخلاق پسندیده عمل نماید در حالی که منتظر است.»
امام باقر علیه السلام فرمودند: «… پس با پرهیزکاری و سعی و جدیت در دین، ما را یاری کنید.»
حضرت مهدی علیه السلام می فرماید: «پس ما را از آن ها پوشیده نمی دارد، مگر همان چیزهای نا خوشایندی که از آن ها به ما می رسد و ما از آن ها انتظار نداریم؛ و یاور، خداست و او ما را کافی و بهترین تکیه گاه است.»
در توقیع آن حضرت به شیخ مفید آمده است:
«همانا اگر شیعیان ما که خدواند آن ها را در اطاعت خود یاری نماید، در وفای به عمد و پیمان که با آن ها بسته شده است، یک دل و مصمم بودند، نعمت و خجستگی لقای ما از آنان به تأخیر نمی افتاد و در صورت معرفت کامل و راستین آن ها نسبت به ما، سعادت دیدار و مشاهده ما برای آنان تعجیل و سرعت گرفته بود.» 


از سید محمد رضا حسینی مطلق


نویسنده کبری شعبانی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۱:۲۲ - ۱۳۹۸/۱۱/۳۰
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه