چهارشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۹
کد مطلب: ۶۴۹۲

تکذیب حدیث(مواخاه) از سوی ابن تیمیه
فرق ضاله

تکذیب حدیث(مواخاه) از سوی ابن تیمیه

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
ترمذی به سند خود از عبدالله بن عمر نقل می کند که رسول خدا(ص) بین اصحابش عقد اخوت بست، علی(ع) گریان خدمت پیامبر(ص) رسید و عرض کرد: ای رسول خدا(ص) بین اصحاب عقد اخّوت بستی ولی بین من و کسی عقد اخوت نبستی؟ رسول خدا(ص) فرمود: تو برادر من در دنیا و آخرتی.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

تکذیب حدیث(مواخاه): 

ابن تیمیه می گوید: احادیث مواخاه و عقد اخوت بین علی و پیامبر(ص) تماماً موضوع جعلی است و پیامبر با هیچ کس عقد و اخوت نبسته است و نیز بین هیچ مهاجری و بین ابوبکر و عمر و بین انصاری با انصاری عقد اخوت نبسته است.
پاسخ:

اولاً: با مراجعه به کتب اهل سنّت پی به کذب بودن ادّعای ابن تیمیه می بریم. اینک به برخی از روایات اشاره می کنیم: 
۱- ترمذی به سند خود از عبدالله بن عمر نقل می کند که رسول خدا(ص) بین اصحابش عقد اخوت بست، علی(ع) گریان خدمت پیامبر(ص) رسید و عرض کرد: ای رسول خدا(ص) بین اصحاب عقد اخّوت بستی ولی بین من و کسی عقد اخوت نبستی؟ رسول خدا(ص) فرمود: تو برادر من در دنیا و آخرتی.
۲- نسائی به سندش از عباد بن عبدالله نقل کرده که علی(ع) فرمود: (انا عبدالله و اخو رسوالله، و انا الصدیق الاکبر، لا یقولها بعدی کاذب) من بنده خدا و برادر رسول خدایم، و من صّدیق اکبرم، کسی این ادّعا را پس از من جزء دروغگو نمی کند.
۳- ابن عساکر به سندش از انس بن مالک نقل کرده که گفت: از رسول خدا(ص) شنیدم که خطاب به علی(ع) می فرمود: (انت اخی فی الدنیا و الاخره) تو برادر منی در دنیا و آخرت.
۴- احمد بن حنبل به سندش از ابن عباس نقل کرده که پیامبر(ص) خطااب به علی(ع) فرمود:( انت اخی و صاحبی) تو برادر و مصاحب منی) 
۵- حاکم نیشابوری به سندش از عبدالله بن عمر نقل کرده که پیامبر(ص) عقد اخوّت بین اصحابش بست، بین ابوبکر و عمر، و بین صلحه و زبیر، و بین عثمان و عبدالرحمن بن عوف عقد اخوّت بستی، پس برادر من کیست؟ رسول خدا(ص) فرمود: آیا راضی نمی شوی ای علی! از این که برادر تو باشم؟ علی(ع) فرمود: آری ای رسول خدا(ص)! آن گاه رسول خدا(ص) فرمود: تو برادر من در دنیا و آخرتی.
۶- متقی هندی از امام علی(ع) که فرمود: پیامبر(ص) عقد اخوّت بین عمر و ابوبکر و بین حمزه و عبدالمطلب و زید بن حارثه، و بین عبدالله بن مسعود و سعد بن مالک، و بین من و خودش، بست.

ثانیاً: ابن تیمیه در تضعیف و نسبت جعل به احادیث دادن تنها بوده و هیچ کس با او همراهی نکرده است. و این مطلبی است که علمای اهل سنّت نیز بر آن تصریح کرده اند.
ثالثاً: این حدیث را ده ها نفر از علمای اهل سنّت در کتب حدیثی و تاریخی و تفسیری خود نقل کرده اند. چگونه ممکن است آن را کذب و جعل نسبت داد.اشخاصی همچون ترمذی، نسائی، ابن ماجه، حاکم نیشابوری، ابن عبدالبر، ابن کثیر، احمد بن حنبل، و ... آنرا در کتب روایی خود ثبت کرده اند، چگونه می توان از این گونه افراد را که نزد اهل سنّت از جلالت فوق العاده ای برخور دارند متهّم به نقل حدیث کذب و جعل کرد؟ 
رابعاً: زرقانی مالکی می گوید: احادیث بسیاری درباره اخوت بین پیامبر(ص) و علی(ع) رسیده و ترمذی آن را نقل کرده و تحسین نموده و نیز حاکم نیشابوری آن را نقل کرده و تصحیح نموده است...
خامساً: برخی از بزرگان اعهل سنّت در مقابل ابن تیمیه ایستاده و تضعیف و ردّ او را جواب داده اند؛ از آن جمله ابن حجر در فتح(فتح الباری) است. او بعد از نقل اشکال ابن تیمیه که گفته است: تشریع مواخاه به جهت ارفاق بر یکدیگر و تالیف قلوب مردم نسبت به یکدیگر است و این درباره پیامبر(ص) با هیچ کس معنا ندارد، می گوید: این توجیه در حقیقت ردّ یک نصّ است به قیاس.

تضعیف حدیث(عمّار): 

در نقل متواتر از پیامبر(ص) نقل شده که فرمود: (تقتل عمّاراً الفئه الباغیه) عمّار را گروه ظالم خواهند کشت.
ابن تیمیه می گوید: (فههنا للناس اقول: منهم من قدح فی حدیث عمار) در اینجا برای مردم اقوالی است؛ از جمله کسی که در حدیث عمّار اعتراض وارد کرده است.

او در جایی دیگر درباره این حدیث می گوید:(فبعضهم ضعّفه) برخی از افراد آن را تضعیف کرده اند.
مقصود از حدیث عمار گفتار نبّوی در حق اوست که فرمود: ای عمّار! تو را گروه ظالم خواهند کشت. که مقصود گروه معاویه است.
پاسخ:

اولاً: ایشان ذکر نکرده که چه کسانی این حدیث را تضعیف کرده اند، چرا اسم این افراد را ذکر نمی کند؟ 
ثانیاً: حدیث عماّر حدیثی است ثابت و متواتر که ۲۴ نفر از صحابه آن را نقل کرده اند. حافظ سیوطی نیز در کتاب(الخصائص الکبری) به تواتر آت تصریح نموده است.
و همچنین حافظ لغوی مرتضی زبیدی در(لفظ اللالی) و مناوی در شرح جامع الصغیر سیوطی و دیگران این حدیث را متواتر می دانند.
ابن عبدالبّر در(الاستعیاب) در ترجمه عمّار می گوید: اخبار متواتر از پیامبر(ص) رسیده که فرمود: عمّار را گروه ظاهر خواهند کشت و این از خبرهای غیبی و نشانه های نبّوت آن حضرت است و از صحیح ترین احادیث به حساب می آید.
و نیز ابن حبّان در صحیح خود از ام سلّمه نقل کرده که رسول خدا(ص) فرموده: واه بر فرزند سمیه- عمّار- گروه ظالم او را خواهند کشت، او آنان را به بهشت دعوت می کند ولی آنان او را به دوزخ می خوانند.

ابن حجر در شرح صحیح بخاری می گوید: حدیث: می کشد عمّار را گروه ظالم دلالت دارد بر این که علی در آن جنگ ها بر حق بود؛ زیرا اصحاب معاویه عماّر را به قتل رساندند.

ردّ حدیث(ولایت): 

ابن تیمیه می گوید:(و مثل قومه):(انت ولیّ کل مومن بعدی فان هذا موضوع با تفاق اهل المعرفه بالحدیث)؛ و مثل گفتار پیامبر(ص) که خطاب به حضرت علی(ع) فرمود: تو سرپرست هر مومن بعد از من می باشی. این حدیث به اتفاق اهل معرفت به حدیث جعلی می باشد.
او در جایی دیگر می گوید: و کذلک قوله: هو ولیّ کل مومن بعدی، کذب علی رسوالله؛ و همچنین است گفتار پیامبر(ص) او علی(ع)- سرپرست هر مومنی بعد از من است این دروغ بر رسول خدا(ص) است.

پاسخ: اولاً: این حدیث را ترمذی در سنن خود نقل کرده و می گوید: این حدیث حسن است. و نیز نسائی در(الخصائص) و احمد بن حنبل در(المسند) و در فضائل الصحابه آن را نقل کرده اند.
ابن حبّان نیز این حدیث را در صحیح خود نقل کرده و آن را تصحیح نموده است.
حاکم نیشابوری بعد از نقل این حدیث می گوید:(هذا حدیث صحیح علی شرط مسلم و لم یخرجاه) این حدیث صحیحی است که مطابق با شرط مسلم است، اگر چه بخاری و مسلم آن را نقل نکرده اند. و ابن حجر در(الاصابه) بعد از نسبت دادن آن به ترمذی می گوید: اسناده قوی: مسند آن قوی است.
ثانیاً: ناصرالدین البانی نیز این حدیث شریف را در کتاب(سلسله الاحادیث الصحیحه) حدیث شماره ۲۲۲۳ نقل کرده و سعی بلیغ در تصحیح سند آن نموده است.
او بعد از نقل برخی از سندها می گوید: اگر کسی اشکال کند که اجلح که در برخی از سندها آمده شیعی است و نیز در سند دیگر جعفر بن سلیمان وجود دارد که او نیز شیعی است، آیا این باعث طعن در حدیث نیست؟ 
در جواب می گوییم: هرگز؛ زیرا اعتبار در روایت حدیث به صدق و حفظ است. و مذهب را خودش و خدای خودش می داند، زیرا حسابگر است. و لذا مشاهده می کنیم که صاحب صحیح بخاری و مسلم و دیگران، حدیث بسیاری از مخالفین و امثال خوارج و شیعه و دیگران را تخریج کرده اند.
و نیز این حدیث مورد تصحیح ابن حبّان است، با آن که راوی آن در کتاب ابن حبّان جعفر بن سلیمان است، کسی که تشیّع داشته ودر آن نیز غالی بوده است. و حتی بنابر تصریح او در کتاب(الثقات) او بغض شیخین را داشته است.
علاوه بر این که حدیث فوق به صورت متفّرق از طرق دیگر نیز نقل شده که در سند آن شیعه وجود ندارد؛ همانند جمله(انّا علیّاً منّی و انا منه) که در صحیح بخاری حدیث ۲۶۹۹ نقل شده است.
و امری که جای تعجّب بسیار دارد این است که چگونه شیخ الاسلام ابن تیمیه جرات بر انکار و تکذیب این حدیث در(منهاج السنه) داشته، همانگونه که نسبت به حدیث قبل داشته است... من وجهی در تکذیب او نسبت به این حدیث نمی بینم جزء آن که بگویم او در رّد بر شیعه سرعت به خرج میداده و مبالغه داشته است. و خداوند از گناه ما و گناه او بگذرد..


نام کتاب: سلفی گری(وهابیت) و پاسخ به شبهات

تالیف کتاب: علی اصغر رضوانی


نوسینده مطلب: مینا شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۴:۲۸ - ۱۳۹۸/۹/۲۰
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه