یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۸
کد مطلب: ۶۴۵۳

اهمیت گریه بر ابی عبدالله الحسین علیه السلام
مهدویت

اهمیت گریه بر ابی عبدالله الحسین علیه السلام

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
گریه بر ابی عبدالله الحسین علیه السلام فکر و دل و اعضا و جوارح را پاک می کند، وقتی انسان پاک شد، آن وقت مصداق این مصرع می شود: «نوریان مر نوریان را جاذبند.» انسان می شود نور، انسان می شود طیب و طاهر.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اهمیت گریه بر ابی عبدالله الحسین علیه السلام:

گریه بر ابی عبدالله الحسین علیه السلام فکر را پاک می کند، دل را پاک می کند، اعضا و جوارح را پاک می کند، وقتی انسان پاک شد، آن وقت مصداق این مصرع می شود: «نوریان مر نوریان را جاذبند.» انسان می شود نور، انسان می شود طیب و طاهر. انسان طیب و طاهر با امام زمان طاهر و زکی و مطهر می تواند رابطه برقرار بکند.
فرمودند: هر عملی و هر عبادتی حد و مرز و اندازه معینی دارد؛ «لکل شی حد» هر چیزی از نظر انجام دادن حد و مرز دارد؛ نماز واجب هفده رکعت و با نوافل پنجاه و یک رکعت است، روز یک ماه واجب است، روزه های مستحبی نیز محدود و مشخص است. حج عملی و عبادتی حد و مرز و اندازه دارد، اما چند مطلب است که اندازه ندارد.
اول: گریه بر امام حسین علیه السلام تا چه اندازه خوب است؟ اگر هفته ای یک بار باشد خوب است؟ اگر ماهی ده بار باشد خوب است؟ اگر روزی یک مرتبه باشد خوب است؟ جواب: اگر 24 ساعته هم گریه کنی خوب است. مگر امام سجاد علیه السلام حدود 35 سال (چهل سال معروف است)شب و روز گریه نمی کرد؟! غریب می دید گریه می کرد، شهید می دید گریه می کرد، گوسفندی که می دید می خواهند ذبحش کنند سفارش می کرد آبش دهید، گریه می کرد. دائما گریه می کرد. وقتی غلامش اعتراض کرد فرمود: آرام باش، تو چه می فهمی که من چه کسانی را از دست داده ام؟
فرمود سزاوار است من آن قدر گریه کنم که به واسطه گریه از دنیا بروم. این مرز و اندازه گریه است، گریه بر امام حسین علیه السلام تا مرز مردن عیبی ندارد. هر چه بیش تر عالی تر. بی مرز است، مرز نمی شناسد. مگر در آن توقیع شریف، در آن زیارت ناحیه مولای ما، آقا امام زمان عج الله نفرمود: «فلاندبنک صباحا و مساء و لابکین لک بدل الدموع دما» یا جداه! حسین جان هم صبح بر تو گریه می کنم، هم شام بر تو گریه می کنم، اگر اشک چشمم تمام شد خون گریه می کنم. نمی گویم وظیفه ام را انجام دادم، بس است؟ خیر. بعد از اتمام اشک نوبت خون می رسد، مرز ندارد.
دوم: هر عبادتی و عملی ثوابش معین و محدود است، جز گریه بر ابی عبدالله الحسین علیه السلام چقدر ثواب دارد ؟ نمی دانم، فرشتگان می دانند؟ نه. مقربین از فرشتگان می دانند ؟ نه. فقط خدا می داند و بس. ثواب گریه ابی عبدالله الحسین علیه السلام بی حد و مرز است آیا عملی را سراغ دارید که اگر آن عمل را انجام بدهید حق امامان معصوم علیهم السلام را انجام داده باشید؟
یکی می گفت: در صلوات مرویه از حضرت امام زین العابدین علیه السلام آمده است: «اللهم صل علی محمد آل محمد صلوه کثیره تکون لهم رضا و لحق محمد و آل محمد اداء و قصاء بحول منک و قوه یا رب العالمین» گفتم: نه، این عبارت این مطلب را نمی رساند که با صلوات بتوانیم حق ائمه اطهار علیهم السلام را ادا کنیم. ما داریم از خدا تقاضا می کنیم: خدایا، تو خودت حق امامان را ادا کن. اما مرحوم این قولویه در کامل الزیارات حدیثی را از انسان شریف آقا امام صادق علیه نقل کرده است که امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس بر امام حسین علیه السلام گریه کند 1 -پیغمبر را خوشحال کرده است. 2 -امیر المؤمنین علی علیه السلام را خوشحال کرده است. 3 -فاطمه زهرا سلام الله علیها السلام را خوشحال کرده است. 4 -«و قد وصل فاطمه» گریه بر امام حسین علیه نزد حضرت زهرای اطهر تقرب می آورد. هر کس می خواهد به بی بی دو عالم نزدیک شود و بی بی دو عالم در وادی معارف و ولایت راه و جایش بدهد، راهش گریه بر امام حسین علیه السلام است. اما شاهد عرضم این جمله است که فرمود: «فمن بکی علی الحسین علیه السلام فقد ادی حقنا» همان. هر کس بر امام حسین علیه السلام گریه کند حق ما امامان معصوم علیهم السلام را ادا کرده است.
مگر کسی می تواند حقوق آنها را ادا کند؟! من نمی دانم، در گریه بر ابی عبدالله الحسین علیه السلام چه جامعیتی، چه خصوصیاتی وجود دارد که موجب ادای حقوق امامان معصوم علیهم السلام می شود. این که می گویم نمی  دانم، یعنی عمقش را نمی دانم، و گرنه بلدم یک ساعت برایتان حرف بزنم. بعضی از نکاتش را می دانم؛ یعنی کسی که گریه بر امام حسین علیه دارد این گریه در نهایت او را به نماز، به روزه، به خدا، به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله، به اهل بیت علیهم السلام به قرآن، به اخلاق و به حقایق و معارف می رساند. این گریه انسان را به اهل بیت پیوند کامل و جامع می دهد. لذا می گوید: حق ما را ادا کرده است. باز فرمودند: گریه با بی تابی و با جزع و فزع مکروه است؛ «کل الجزع و البکاء مکروه سوی الجزع و البکاء علی الحسین علیه السلام» گریه بر ابی عبدالله الحسین علیه السلام با فریاد و بی تابی مطلوب است، نه تنها مکروه نیست، مستحب است، جزو شعائر است که اگر انسان مداومت بر آن داشته باشد، با امام زمان علیه السلام رابطه معنوی و احیانا رابطه فکری و روحی پیدا می کند.

رمز ملاقات سید عبد الکریم کفاش:
سید عبد الکریم کفاش از این کانال به دیدار و ملاقات حضرت رسید. ایشان در حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام زندگی می کرد. بعضی از رفقایش در قم و تهران و الان در قید حیاتند. مرحوم سید عبدالکریم پینه دوز هفته ای یک بار خدمت امام زمان عج الله می رسید. یک وقتی حضرت از سید عبدالکریم پرسیده بود: اگر هفته ای یک بار ما را نبینی چه خواهی شد؟! عرض کرده بود: آقا جان می میرم. حضرت تصدیق کرده بود و فرموده بودند : سید عبدالکریم، اگر چنین نبود که ما را نمی دیدی.
آیا من و شما به این حد رسیده ایم که از عشق امام زمان عج الله مریض بشویم، اشکمان روان و رخمان زرد گردد؟
میرزا ابوالفضل قهوه چی می رفتند کوه خضر، یک وقت برف آمده بود،حرکت کرده بودند به سوی کوه خضر فرمودند: دیدم گله گرگی حلقه زدند، من هم که از هیچ چیز نمی ترسیدم، باکی نداشتم، رفتم جلو. در تعجب بودم که یعنی چه؟ مگر می شود گرگ ها هم حلقه بزنند؟ گفتم: خدایا! ممکن است زبان این حیوانات را بر ما من روشن کنی؟ یک وقت دیدم زبانشان را می فهمم؛ آن ها می گویند: خدایا، تا کی باید ما حرام بخوریم و به گله ها بزنیم؟ پس کی امام زمان عج می آید که از این حرام خوری نجات پیدا کنیم؟ به من فهمانده شد، ببین در عالم حیوانات هم حیوانات نیز در انتظار آمدن حضرت بسر می بزند.
میرزا ابوالفضل قهوه چی باید. سید عبد الکریم پینه دوز باید شد. باید از عشق امام زمان علیه السلام بسوزیم و بگدازیم. وقتی سوختیم و گداختیم به امام زمان عج یقینا می رسیم.
سید عبدالکریم می گفت: یک وقت در عالم رؤیا، آقا امام زمان عج در آسمان ها جای مرا در بهشت نشانم داد، گفت: سید عبدالکریم، این جا جای توست، می خواهی بمانی؟ می گوید: گفتم: آقا جان، من اگر در بهشت بمانم شما هم تشریف دارید؟ فرمودند: نه. من فعلا به دنیا باید بروم، انقلابی دارم چنین و چنان. گفتم: آقا جان جایی که تو نیستی به درد من هم نمی خورد. به همین خاطر با آقا آمدم.
بهشت را فروختم به نیمی نگاه تو
بدین امید زنده ام که گردم از سپاه تو
آقا گاهی تشریف می آوردند مغازه من. یک وقتی حضرت فرمودند: سید عبدالکریم، کفش های مرا می بینی؟ گفتم: بله آقا جان. فرمودند: این کفش های من احتیاج به پینه دارد، می شود کفش های مرا پینه بزنی؟ گفتم: آقا جان من قول دادم به دیگران، اگر الان مشغول پینه زدن کفش های شما بشویم به قولم نمی توانم عمل بکنم، بدقول می شوم. چشم آقا جان، نوکرتم، حتما پینه می زنم اما اجازه بدهید به قول هایی که داده ام عمل بکنم، بعدا.
برای بار دوم حضرت فرمود: سید عبدالکریم، می شود این کفش های مرا پینه بزنی؟ می گوید: آقا جان قربانتان بشوم خدمتتان که عرض کردم، روی چشمم، من قول داده ام، به وعده ام عمل بکنم، بعدا. برای بار سوم حضرت فرمود: سید عبدالکریم، می شود این کفش های مرا پینه بزنی؟ تا برای بار سوم فرمود: می شود این کفش های مرا پینه بزنی، بلند شدم آمدم خدمت آقا، آقا را در آغوش گرفتم و با دست هایم محکم آقا را نگه داشتم، آن قدر خودمانی شدیم که بالاخره «دل و دلبر به هم آمیته وینم». انسان به این مرحله برسد که خودمانی خودمانی شود.
علامه،  محمد تقی مجلسی در روضه المتقین، جلد پنجم می گوید: وقتی خدمت امام زمان عج الله رسیدم، حضرت فرمودند: محمد نقی، بیا جلو، گفتم: آقا جان می ترسم. می لرزیدم. حضرت فرمودند: بیا جلو، یک قدم می رفتم و با لرز می گفتم: آقا جان، می ترسم خلاف ادب از من سر بزند و ادب را رعایت نکنم و کافر شوم. حضرت فرمودند: ادب در شنیدن است، من می گویم: بیا جلو، بیا. آن قدر رفتم که حضرت مرا بغل گرفت و به آغوش کشید. سید عبد الکریم می گوید: رفتم جلو، حضرت را بغل کردم، با دست هایم کمر آقا را محکم گرفتم، گفتم: آقا جان، من که عرض کردم به دیگران قول داده ام، چشم، نوکرتم، اما اگر این بار بگویی می شود کفش های مرا پینه بزنی همین طوری محکم نگهت می دارم، فریاد می زنم ای مردمی که دنبال امام زمان عج الله می گردید، بیایید، آقا تو مغازه من است. حضرت شروع کردند به خندیدن. دست مبارکش را زدند به پشت من و گفتند: آفرین! بارک الله، عبد الکریم من می خواستم امتحانت کنم، ببینم برای قول و وعده ات چقدر حساب باز می کنی. سید عبد الکریم، ما شما را برای خودمان نمی خواهیم، ما شما را برای خدا می خواهیم؛ هر چه بنده تر باشد ما شما را بیشتر دوست داریم. 
این سید عبد الکریم کفاش بنده خدا، مستأجر بود. چند ماهی اجاره خانه اش عقب افتاده بود، صاحب خانه بیرونش کرده بود، اثاث هایش را ریخته بودند در خیابان، متوسل به حضرت می شود. حضرت تشریف می آوردند و می فرمایند: سید عبدالکریم، ما اهل بیت و امام ها به دنیا توجه و اعتنا نکردیم، تو هم بیا بگذار، از ما خانه نخواه. می گوید: آقا جان، شما هر چه بگویید من قبول دارم. شما مهم ترین و اساسی ترین حوادث و مصائب و مشکلات را دیدند، اما آقا جان مستأجری نکردی که ببینی چقدر سخت است. می گفت: آقا لبخندی زدند فرمودند: خیلی خوب، خانه برایت درست می کنیم، حدود یک ساعت از این جریان گذشت که یک تاجر تهرانی آمد، ما را سوار کرد و یک خانه آماده با کلیدش به من تحویل داد و رفت.
ببین چقدر با حضرت یگانه بوده است. سید عبد الکریم پینه دوز هفته ای یک بار به محضر امام زمان عج الله می رسد. رمز ملاقات دیدارش چه بود؟ چگونه موفق به لقا و دیدار امام زمان عج الله شد؟همین سوال را از سید عبدالکریم پرسیدند. -شیخ مرتضی زاهد هم اعجوبه روزگار بود. هر روز به مغازه ایشان می رفت. غوغا بود -از سید عبدالکریم پرسیدند: چه شد که موفق به دیدار امام زمان عج الله شدی؟ فرمود: من یک شب پیغمبر ختمی مرتبت را در عالم رؤیا زیارت کردم. گفتم: یا جداه، یا رسول الله، من خیلی علاقه دارم خدمت آقا زاده شما برسم، چه کنم؟ هر دری می زنم نمی شود. جدم فرمود: سید عبدالکریم، فرزندم، روزی دوباره؛ اول صبح و اول شب می نشینی و برای حسینم گریه می کنی، اگر می خواهی خدمت امام زمان برسی این برنامه را انجام بده. می گوید: من از خواب بیدار شدم، این برنامه را یک سال ادامه دادم، صبحها می نشستم، خودم برای خودم روضه کربلا را می خواندم، غروب هم می نشستم مقتل می خواندم و گریه می کردم. یک سال که از این جریان گذشت، دیدم دیگر راه باز شد.
بعض ها می گویند: چه آسان! بسم الله شروع کنند ببینند می توانند یا نه!؟ خیلی ها شروع کردند وسط کار بریدند. باید بگوییم: خدایا کمکمان هم بکن. اتفاقا مطلب مؤید به قانون سنخیت است. امام زمان عج الله یکی از عبادات عالیه و اعمالش همین است؛ صبح و دم غروب گریه می کند برای امام حسین علیه السلام. اگر کسی این عمل را انجام داد، با امامش همکار می شود، هم سنخ می شود. «السنخیه عله الانضمام»: سنخیت موجب ضمیمه شدن و رابطه و وصل خواهد شد.
خدایا! بارالها! پروردگارا! به حق حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام و به حق امام زمان، مهدی موعود عج الله توفیق گریستن بر امام حسین علیه السلام را به همه ما عنایت فرما. 
خوشا آن سر که سودای تو دارد 
خوشا آن دل که غوغای تو دارد
دلم در سر تمنای وصالت 
سرم در دل تماشای تو دارد
دلم کی باز ماند، چون به پرواز
هوای قاف عنقای تو دارد


از حجه الاسلام والمسلمین حسین گنجی


نویسنده مطلب: کبری شعبانی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۴:۳۹ - ۱۳۹۸/۹/۱۰
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه