یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۸
کد مطلب: ۶۴۲۹

چگونه از دشمن ناشناخته بگریزیم؟!
تفسیر سوره یس (قلب قرآن)

چگونه از دشمن ناشناخته بگریزیم؟!

::> ولایت آنلاین، گروه ثقلین <::
خواه حقیقت دشمن را بشناسی یا نه، مواظب باش که در دام نیفتی، غارت نشوی.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

اَلَم اَعهَد اِلَیکُم یا بَنی آدَمَ اَن لا تَعبُدوُا الشَّیطانَ اِنَّهُ لَکُم عَدُوً مُبین وَ اَنِ اعبُدوُنی هذا صِراطً مُستَقیم وَ لَقَد اَضَلَّ مِنکُم جِبِلّاً کَثیراً اَفَلَم تَکوُنوُا تَعقِلوُنَ هذِهِ جَهَنَّمَ الَّتی کُنتُم توعَدوُن 1

آیا با شما عهد نکردیم، از آدم تا خاتم همه پیغمبران به شما اخطار نکردند، هشدار ندادند که شیطان را نپرستید که دشمن آشکار و سرسخت شماست، او را دشمن بگیرید مبادا او را دوست بگیرید و دنبال کنید شما را بدجائی می برد.

آی بنی آدم مبادا گام های شیطان را پیروی کنی. پا، جا پای شیطان نگذارید چون دشمن آشکار شماست. 2

چگونه از دشمن ناشناخته بگریزیم؟!

اگر کسی بگوید دشمن ناشناخته و نادیده چگونه از او فرار کنیم؟ می فرماید: «فَاتَّخَذُوهُ عَدُواً» او را دشمن بگیرید، خوب او را به ما نشان بدهید تا مخالفتش کنیم جوابش را بشنوید:

مثال: اگر مؤمن صادقی خبر دهد امشب قشون مسلحی به شهر می ریزند، در هر خانه ای که باز است، در هر مغازه ای که باز است آن را غارت می کنند عقل می گوید احتیاط کن، در خانه و مغازه را محکم ببند و قفل کن.

آن کس که جاهل است می گوید ترک یا لرند، عربند یا عجم، اسلحه دارند یا نه؟ این پرسشها چه فایده، بالأخره تو در مغازه و خانه ات را ببند هر چه می خواهد باشد، تا بخواهی بفهمی ترک یا لر، غارت شده ای.

خواه حقیقت دشمن را بشناسی یا نه، مواظب باش که در دام نیفتی، غارت نشوی، شیطان یکی است یا متعدد، چگونه وسوسه می کند، قشونش چگونه است؟ یا مثل آن احمقی که به شعبی رسید.

شیطان نر است یا ماده، زن و بچه دارد؟

به شعبی که از علمای مشهور زمانش بود گفت من مسأله مشکلی دارم برایم حل کنید؛ فرمود چه می گوئی؟ پاسخ داد شیطان زن دارد یا نه؟ شعبی یادش افتاد به آیه قرآن «هو و ذریته» که قرآن مجید برای او اولاد اثبات می فرماید، لذا گفت بچه دارد و چه بسا ازدواج هم بکند و رن هم داشته باشد. گفت اسم زنش چیست؟ فرمود: من مجلس عقدش نبودم که اسم زنش را بدانم.

تو مواظب باش از راهی که می خواهد بر تو تسلط پیدا کند آن راه را ببند، راه دشمنی شیطان و تسلط او، بندگی خداست «وَ اَنِ اعبُدوُنی هذا صِراطً مُستَقیم»

اگر در خط ایمان و توکل بر خدا افتادی بر تو تسلطی ندارد. 3

ولی اگر از خط بندگی خدا دور افتادی، گناه تو را در دان شیطان می افکند، در دام نیفت دامش ترک واجبات حتی ترک سنتهای محمد رسول الله(ص) است هر چه مبغوض خدا و رسول است محبوب شیطان می باشد، هر چه محبوب خدا و رسول باشد مبغوض شیطان است، شیطان از نماز و روزه و صدقه و تواضع و هر چه نیک و نیکی است بدش می آید، شیطان راضی نیست میان دو نفر که شکر آب شده؛ اصلاح شود. 4 بطور کلی شیطان از هر عمل خیری ناراحت می شود؛ هر چه حرام است امر شیطان است، هر جا واجب است نهی شیطان است.

خدا می فرماید: انفاق کن اما او وسوسه می کند پیری داری ضعف و فقر در پیش است. 5

چگونه پس از شناخته شدن فریبش را می خورند؟

اگر پرسیده شود دشمن پس از آنکه آدمی را شناخت، چطور عاقل پیشنهادش را می پذیرد؟ مسلمانی که اهل قرآن است؛ می داند قرآن کلام خداست می فرماید شیطان تو را می بیند و او را نمی بینی.

چگونه گول او را می خورد، معصیت می کند، سبب فریب خوردن از او چیست؟ با این که دشمن و دامش را شناخته است.

پاسخ آنست که دام های شیطان موافق با خوشی نفس است علت اینکه شیطان زورش به بشر می رسد کلاه بر سر بشر می گذارد؛ چون مطابق هوای او است، هر چه فرمان رسول خدا است، مخالف میل نفس است.

می بینید برای تهیه بلیط سینما در صف در برابر آفتاب سوزان می ایستد و معطل می شود تا ساعتی مطابق میل نفسش بگذارند؛ اما اوقات نماز هر چه مؤذن فریاد بزند حیّ علی الصّلوة بشتابید بسوی نماز؛ بسوی مسجد مهمانخانه خدا بیائید به سوی خدا کسی اهمیت نمی دهد.

آنجا چون مطابق با نفسش هست با اینکه می داند جای شیطان است، فطرتش می فهمد به ضررش تمام می شود، هلاکتش در آن است یک عمر حسرت و نکبت ممکن است به دنبال داشته باشد چشمش به زنی یا دختری بیفتد چه دردسرها و نکبتها می افتد عمده فسادها از مجالس لهو و لعب و شراب و قمار است ولی از مجلس دعا و ذکر خدا هر چه دوستی و محبت است بر می خیزد، این را می داند ولی چون مطابق نفس و هوی است با یقین به هلاکت، باز هم می رود.

راه تسلط بر شیطان:

روایتی از رسول خدا(ص) مرویست که حضرت چند مورد را ذکر می فرماید: هرگاه مصیبتی بر تو وارد آمد شیطان آتشت می کند، مثلا: او جوان بود، حیف بود، اگر مانده بود دکتر و مهندس می شد، عصاکش پدر می شد. اگر تاب و تحمل نیاوری به اعتراض به قضا و قدر وادارت می کند تا مصیبتی بر تو وارد آمد فورا بگو: «انا لله و انا الیه راجعون» همه ما مال خدائیم و به او باز می گردیم.

راستش را بگو، چه کسی در دنیا می ماند چه بچه تو بماند؟ همه می میرند یکی زودتر دیگری دیرتر. زود جلوی وسوسه شیطان را بگیر اگر نگرفتی چه بسا افرادی که دیوانه شدند به واسطه مصیبتی که به آنها وارد آمد، گرفتار امراض روانی گردیدند، خیالاتی شدند.

دوم: فرمود اگر چنانچه کسی به تو ستم کرد و شیطان اغوایت کرد می گوید: ببین چه بر سرت آورد، آبرویت را برد چرا تلافی نمی کنی چیزی نمی گوئی؟ می فرماید بگو من خودم بیش از این به دیگران ظلم کرده ام، همه اش ظلم دیگران را به خودت نبیت، کمی هم ظلم خودت را به دیگران متوجه باش، آرامشت را از دست نده؛ نگو چه بر سرم آوردند.

سوم: هرگاه مالی از کفت رفت؛ مثلا دزد برد، ضرر کردی شیطان تو را ناراحت کرد، بگو شکر خدا را که سبکبار شدم، حق کم شد تا پول زیاد شد حقوق هم به همان نسبت زیاد می شود. مالدار اگر یک درهم خمس ندهد؛ خوزنده مال یتیم و ایتام آل محمد است.

آری کسانی که خمس ندهند مورد لعن هستند، یا مثلا رحمت؛ قوم و خویشت گرفتار است، همسایه ات در زحمت است و تو می توانی او را دستگیری کنی و نکنی، مسئولی، اما اگر مال از کف رفت، از این جهت راحت هستی، و دیگر مسئولیتی نداری.

دیگر اینکه به شیطان این طور پاسخ بده بگو شیطان؛ خود من هم از بین می روم من که باید در گور بروم خانه از کف رفت خود من هم از بین می روم، خانه شخصی نبود به خانه اجاره ای هم می شود دو روز عمر را گذراند.

حتما باید در مقام وسوسه شیطان با او به مقابله پرداخت وگرنه وضع روحی شخص را خراب می کند. و هرگاه پس از عمل خیرت شیطان گفت: از کفت رفت، ضرر کردی، چه بسا کسانی که از تو مالدارترند و از این کارها نمی کنند فورا خودت بگو: آنچه بخل کردی بیشتر از آنچه دادی هست، آن کسی که تمام دارائیش را داده به نظر بیاور. اگر عبادت کردی خواست عجب تو را بگیرد فورا بگو: گناهانم زیادتر است؛ هر وقت زیارت عاشورا خواندی و خواست برایت جلوه کند، یادت بیاید که با این زبان چقدر حرام از او سر زده است، دروغ، تهمت، غیبت، نمانی، آبروریزی و ...

این همه لغوگوئی مقابل چقدر قرآن خواندن می شود؟

گاه می شود شیطان کلاه سر آدمی می گذارد به قسمی که نمی فهمد مگر وقتی کار از کار بگذرد. از راه مقدسی تو را به مباح وا می دارد تا به حرام بکشاند و سپس به کفر – لذا باید مرتبا به خدا پناه برد.


پیوندها:

1 - یس، 61 و 60

2 - بقره، 164

3 - نحل، 99

4 - مائده، 91

5 - بقره، 268


منبع: کتاب "قلب قرآن" ، نوشته شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب

نویسنده مطلب: سمیه اکبری


تاریخ ارسال مطلب: ۱۶:۴۶ - ۱۳۹۸/۹/۱۰
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه