یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۸
کد مطلب: ۵۰۳۱

نجوا با امام زمان
مهدویت

نجوا با امام زمان

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید <::
مولا جان فرصتهایمان یکی پس از دیگری می گذرد چشمان ما همه را می بیند و تو را نمی بیند و این بدترین و تلخترین عذاب است برای عاشقی که معشوقش را نبیند.

بسم الله الرّحمن الرّحیم 

نجوا با امام زمان:

                      مولا جان افسوس که عمری پی اغیار دویدیم                   از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم 
                      سرمایه زکف رفت و تجارت ننمودیم                            جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم 
آری سرمایه عمر خویش بیهوده از کف دادیم و در این آشفته بازار سود نکردیم چرا که عمر عزیز خویش به شیطان فروختیم و لحظاتمان به روزمرگی گذشت. براستی چه سرمایه ای در این دنیا بالاتر از لحظه لحظه عمر گرانبها که مهربان خالقمان به رایگان در اختیار تک تکمان قرار می دهد؟
مولا جان اینک ماییم و یخ عمرمان که در آفتاب تابستان و سوزان دنیا به سرعت در حال آب شدن و کاستن است. ماییم  و پرونده ای سنگین و سیاه از بار گناهان خویش که بر دوشهایمان سنگینی می کند. اگر پناهمان ندهی کجا برویم غم دل با چه کسی بگوییم که محرم اسرار مگویمان باشد؟ به هر کس اعتماد کردیم و توقع کمک و یاری از او داشتیم تیشه بر ریشه امان زد و در لباس میش گرگ صفت روحمان را درید و تکه تکه کرد. دست کمک به سوی هر کس غیر از خدا و شما دراز کردیم به زمینمان زد و ما را پل برای پیروزی خویش قرار داد. به هرکس تکیه کردیم پشتمان را بدجور خالی کرد. راز دل با هر کس گفتیم از زبان دیگران آن را شنیدیم. به هر کس احسان کردیم جواب نیکیمان را با بدی داد با هر کس صادق بودیم از در نیرنگ وارد شد در دل بر هر کس گشودیم آن را شکست.
آری مولا جان اینک مائیم و کوله باری از تجربه های تلخ زندگی. ماییم و تنهایی و بی پناهیمان.
مولا جان ماییم و جوانی از کف رفته. امام زمان دیر کردی مولا جان چرا در رکاب نمی فرمایید؟ تا کی بی کسی و بی پناهی و سر درگمی؟
مولا جان فرصتهایمان یکی پس از دیگری می گذرد چشمان ما همه را می بیند و تو را نمی بیند و این بدترین و تلخترین عذاب است برای عاشقی که معشوقش را نبیند.
آقا جان قامت ما از هجر تو خمیده شده دلهای ما شکسته در این عصر یخی غیبت هر چه پاکی و صداقت و نور دلهایمان زخمیست می شود آیا برای دردهای ما مرهمی بفرستی مولا؟
آقا جان از کدام غم و غصه و درد به حضرتت شکایت کنیم؟ از غم فراق تو مهربان سرورمان؟ یا از جور زمانه؟ یا از ستم ستمکاران و دشمنان قسم خورده دین جد بزرگوارتان رسول حق؟
آقا جان در این لحظات پایانی سال تو را به پهلوی شکسته مادر تان سوگند از گناهان ما که هر هفته دو مرتبه پرونده آن به حضورتان عرضه داشته می شود بگذرید و همنوا با ما برای فرجتان در درگاه ایزد منان دعا کنید. 
مولا جان بس است بی کسی و بی پناهیمان بس است درد دوری و هجران ...
آقا جان به فرق شکافته مولای عارفان تو را سوگند در همین روز همین لحظه همین ساعت به اذن حق پا در رکاب نما و گرد یتیمی از چهره هامان پاک نما. 
به امید آن روز و آن لحظه و آن ساعت.


 به قلم مدیر هیئت بی بی رقیه(س) خرم آباد، سیده طاهره خرم آبادی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۱:۴۶ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۶
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه