شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۰
کد مطلب: ۱۱۷۰۹

تجسیم
پاسخ به شبهات

تجسیم

::> ولایت آنلاین، گروه عقاید < ::
از جمله مسائل مورد اختلاف متکلمان، مسئله تجسیم و جسمانیت خداوند است اعتقاد به آن را به اهل حدیث و حشویه وهابیان نسبت داده اند.

بسم‌ الله‌ الرّحمن‌ الرّحیم 

 سلفی‌ گری (وهابیت) پاسخ به شبهات

تجسیم:

از جمله مسائل مورد اختلاف متکلمان، مسئله تجسیم و جسمانیت خداوند است اعتقاد به آن را به اهل حدیث و حشویه وهابیان نسبت داده اند.
 ابن تیمیه در کتاب فتاوی می‌ گوید: آنچه که در قرآن و سنت ثابت شده و اجماع و اتفاق پیشینیان بر آنست، حق می‌ باشد، حال اگر از این امر لازم آید که خداوند متصف به جسم بودن شود اشکالی ندارد، زیرا لازمه حق نیز حق است.
شیخ محمد ابو زهره در کتاب تاریخ المذاهب الاسلامیه می‌ نویسد: سلفیه هر صفت و شأنی را که در قرآن یا روایت برای خداوند ذکر شده، حمل بر حقیقت کرده و بر خداوند ثابت می‌ کند، در حالی‌ که علما به اثبات رسانده‌ اند که این عمل منجر به تشبیه و جسمیت خداوند متعال خواهد شد.
  ابن وردی می‌ گوید: ابن تیمیه به‌جهت قول به تجسیم زندانی شد.
  ناصرالدین البانی در فتوای خود می‌ گوید: معتزله و دیگران منکر نعمت رؤیت خود آید و از هر کسی که معتقد به آن باشد گمراه دانسته و او را به تشبیه و تجسیم نسبت می‌ دهند، ولی ما اهل‌ سنت ایمان داریم که از منت‌ های خداوند بر بندگانش آن است که در روز قیامت بر آنان تجلی کرده و او را مانند ماه شب ۱۴ می‌ بیند.
عبدالله بن احمد بن حنبل به سندش از عمر ابن خطاب نقل می‌ کند، هرگاه خداوند بر کرسی خود می‌ نشیند، صدایی همانند صدای زین شتر هنگام سوار شدن شخص سنگی بر آن شنیده می‌ شود.


ولی رای اکثر متکلمان؛ از جمله شیعه امامیه، تنزیه خداوند متعال از جسمیت است، فخر رازی در کتاب المطالب العالیه می‌ نویسد: در این باب اهل  علم بر دو دسته‌ اند، اکثر آنان معتقد به تنزیه خداوند از جسمیتند، ولی مجسمه قائل به جسمانیت خداوند می‌ باشند.
اما در میان شیعه امامیه اتفاق‌ نظر بر نفی جسمیت است که عبارات برخی از آنان را یادآور می‌ شویم.
۱- شیخ  کلینی بابی در کتاب کافی با عنوان بابل  النهی عن الجسم و الصوره.
۲- شیخ صدوق در کتاب التوحید( بابی به نام باب انّه عزوّجل لیس بجسم و لا صوره) آورده است.
۳- ابوالفتح کراجکی در کنز الفوائد بابی با عنوان(فصل  من الاستدلال علی انّ الله)
۴- شیخ طوسی در تفسیر التبیان ذبیحه کسانی که قائل به تجسیمند؛  را حلال نمی‌ داند و نیز در کتاب المبسوط حکم نجاست مجسم کرد و آن‌ ها را در شمار کفار می‌ داند.
 ۵-  قاضی ابن براج در جواهر الفقه تصریح به تنزیه خداوند از جسم لوازم آن کرده‌ است.
  ۶-  قطب راوندی در فقه‌ القرآن تصریح به باطل بودن نماز در پوست ذبیحه کسی نموده که قائل به جسمیت خداوند است و نیز قائل به عدم جواز انتفاع از آنست همو در جایی دیگر از کتابش می‌ گوید: مذهب تجسیم از مذاهب فاسد است.


۷- شیخ طبرسی در مجمع‌البیان معتقد به جایز نبودن خوردن ذبیحه کسی است که قائل به جسمیت خداوند است و نیز ازجمله کسانی که قائل به نجاست مجسمه بوده و آنان را در زمره کفار می‌ دانند، علامه حلی در منتهی المطلب،  محقق کرکی در( جامع المقاصد)؛ علامه مجلسی در (بحارالانوار) و غیره... می‌ باشد.

قرآن و نفی جسمیت از خداوند
با ملاحظه دقیق آیات قرآن به این نکته پی می‌ بریم که خداوند متعال از جسم و جسمانیت مبراست
۱-  خداوند می‌ فرماید: در سوره حدید آیه(۴) و هر چه در زمین فرو رود و هر چه برآید و آنچه از آسمان نازل شود و آنچه بالا رود، همه را می‌داند و او با شماست هر کجا باشید و چه کنید به‌ خوبی آگاه است.
 آیه به‌ طور صراحت دلالت بر وجود خداوند سبحان دارد و این‌ که او در هر مکانی با ما است و کسی که چنین شأنی دارد نمی‌ تواند جسم یا حلول کننده در محلی باشد.


2- و نیز می‌ فرماید: سوره مجادله آیه(۷)‌ آیا ندیدی که آنچه در آسمان‌ ها و زمین است خدا بر آن‌ ها آگاه است هیچ رازی سه کس با هم نگویند جز آنکه خداوند چهارمی آن‌ هاست و نه پنج کس جز آنکه خدا ششم آن‌ هاست و نه کمتر از آن و نه  بیشتر، جز آنکه خدا با آن‌ هاست هر کجا باشند پس روز قیامت همه را به نتیجه اعمالشان آگاه خواهد ساخت که خدا به کلیه امور عالم داناست.
 این آیه نیز به‌ طور وضوح دلالت بر وجود خداوند متعال دارد، و این‌ طور که همه‌ جا موجود و با همه کس همراه است و این‌ گونه خدایی نمی تواند جسم باشد. زیرا جسم احتیاج به مکان دارد و با وجودش در مکانی، مکانی دیگر از او خالی است.


۳-  همچنین می‌ فرماید: مشرق و مغرب هر دو ملک خداست، پس به هر طرف که روی کنید و به سوی خدا روی آورده اید، در همه‌ جا محیط و بر همه‌چیز دانا از طرف این آیه نیز همانند آیه  پیشین، دلالت بر نفی جسمیت خداوند دارند. سوره بقره( ۱۱۵)
۴-  نیز می‌ فرماید:(لیس کَمِثلِه شَی وَهُوَ السَّمیعُ البَصیر) هیچ موجودی همانند او نیست و او شنوای بیناست. سوره شوری آیه(۱۱)
پرواضح است که اگر خداوند جسم بود، باید همانند سایر اجسام و شبیه آن‌ ها می‌ بود.
۵-؛ نیز می‌ فرمایند: (والله الغنی و أنتم الفقراء) و خداوند از خلق بی‌ نیاز است و شما فقیر و نیازمندید. سوره محمد آیه(۳۸)
 می‌ دانیم که اگر خداوند جسم بود، مرکب از اجزاء می‌ بود و هر مرکبی محتاج به اجزای خود است و این با غنای خداوند سازگاری ندارد.
۶ - همچنین می‌ فرمایند:(هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن) و اول و آخر هستی و پیدا و نهان وجود همه اوست. (سوره حدید آیه ۳)
در این آیه خداوند متعال خودرا ظاهر و باطن معرفی کرده، و اگر جسم می‌ بود باید ظاهر آن غیر باطنش(عمقش) باشد، و در نتیجه لازم می‌آید که او ظاهر و باطن نباشد.
۷-  و نیز می‌ فرماید:(لا تُدرِکُهُ الاَبصار) دیده‌ها او را درک نمی‌ کنند.
 و اگر خداوند جسم بود چرا دیده‌ ها او را ادراک نکنند؟!


مقابله اهل‌ بیت علیه‌ السلام با قول به تشبیه
امام صادق(ع) در حدیثی می‌ فرماید: منزه است خداوندی که جز او کسی از کیفیتش اطلاعی ندارد؛ همانندی برای او نیست و او شنوایی بیناست؛ محدود نشده، و محسوس نخواهد بود و مورد تجسس واقع نخواهد شد، دیدگان و حواس او را ادراک نکرده و چیزی او را احاطه نمی‌ کند جسم و صورت نیست. 
 نیز در حدیثی دیگر در توصیف خداوند می‌ فرماید: نه جسم است و نه صورت؛ بلکه او جسم کننده اجسام و صورت دهنده صور است، جزء؛ جزء؛ نشده و متناهی نیست؛ زیاده و نقص در او راه ندارد و اگر خداوند آن‌ گونه باشد که می‌ گویند: پس فرقی بین خالق و مخلوق نیست .
از امام جواد و هادی علیه‌ السلام روایت شده که فرمودند: هر کس قائل به جسمیت خداوند شد به او زکات ندهید و  به او اقتدا نکنید. 


نام کتاب: سلفی گری(وهابیت) پاسخ به شبهات

تالیف کتاب: علی اصغر رضوانی


نویسنده مطلب: مینا شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۱۹:۴۰ - ۱۴۰۰/۸/۱۹
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه