یکشنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۰
کد مطلب: ۸۳۱۵

نماز جمعه
زندگینامه شهداء

نماز جمعه

::> ولایت آنلاین، گروه شهدا < ::
 او با سختی بچه‌ ها را جمع می‌ کرد بعد می‌ر فتیم چهارراه مولوی و با اتوبوس دو طبقه و یا وانت و خلاصه با کلی مشکل به نماز جمعه می‌ رفتیم.

بسم الله الرّحمن الرّحیم 

زندگی‌ نامه و خاطرات عارف شهید احمدعلی نیری:

 نماز جمعه/ جمعی از شاگردان شهید: 

احمد آقا کارهای فرهنگی مسجد را حول محور اهل‌ بیت علیه السلام  قرار داد و نتیجه خوبی از این روند گرفت. البته کارهای جمعی احمد آقا برای بچه ‌ها فقط دعای ندبه نبود.
 بعضی شب‌ های جمعه بچه‌ ها را به مهدیه تهران برای دعای کمیل می ‌برد در مسیر برگشت هم برای بچه‌ ها ساندویچ می ‌خرید و حسابی به بچه‌ ها حال می‌ داد.
 اما از این‌ که بچه‌ های بسیج و مسجد به دنبال فهم درست معارف دین نیستند بسیار ناراحت بود.
 خیلی برای ارتقای سطح معرفت و عقیده بچه ‌ها تلاش می‌ کرد با مسئولان بسیج مسجد بارها صحبت کرده بود می‌ گفت بیشتر از این برنامه های نظامی به فکر ارتقای سطح معرفتی بچه‌ ها باشیم برای این کار خودش دست‌ به ‌کار شد.
 و همراه بچه‌ ها در جلسات اخلاقی بزرگان تهران شرکت می ‌کرد در مناسبت‌ های مذهبی به همراه بچه ‌ها به مسجد حاج آقا جاودان می ‌رفت به این عالم ربانی ارادت ویژه داشت و مدتی هم بزرگ ‌ترهای فرهنگی مسجد را به جلسات حاج آقا مجتبی تهرانی می‌ برد.
 وقتی احساس کرد که این جلسات برای بچه‌ ها سنگین است جلسات آن‌ه ا را عوض و از اساتید دیگری استفاده کرد از دیگر کارهایی که تقریباً هر هفته تکرار می ‌شد برنامه زیارتی حضرت عبدالعظیم حسنی بود.
 تا بچه‌ها به زیارت می ‌رفتیم و روبروی ضریح می‌ نشستیم و به توصیه ایشان آقا ماشاءالله برای ما مداحی می کرد.
 با بچه‌ها به خدمت مرحوم آیت الله ناصر صراف ‌ها قرائتی در مسجد در این محله چال رفتیم ایشان پدر ۲ شهید و یکی از اوتاد زمانه بود.
 توصیه‌های اخلاقی بسیار خوبی به طلاب و شاگردان داشتند یک  بار فرمودند آقا نماز جمعه را ترک نکنید.
 نمی‌ دانید حضور در نماز جمعه چقدر برای انسان برکات دارد خصوصاً وقتی که هوا بسیار سرد یا بسیار گرم باشد یعنی زمانی که مردم کمتر شرکت می کنند من و دیگر شاگردان احمد آقا از این حرف ایشان خیلی خوشحال شدیم چون از زمانی که به یاد داشتیم با احمد آقا به نماز جمعه می ‌رفتیم احمد آقا همه ما را به حضور در نماز جمعه مقید کرده بود.
 او با سختی بچه‌ ها را جمع می‌ کرد بعد می‌ر فتیم چهارراه مولوی و با اتوبوس دو طبقه و یا وانت و خلاصه با کلی مشکل به نماز جمعه می‌ رفتیم.
 بچه‌ ها شلوغ می ‌کردند اذیت می‌ کردند اما احمد آقا صبر و تحمل وصف ‌ناشدنی بچه‌ ها را با معارف دین آشنا می‌کرد یکی از بچه ‌ها می‌ گفت من از همان دوران احمد آقا به نماز جمعه مقید شدم بعد از شهادت احمد آقا هم سعی کردم نماز جمعه من ترک نشود یک ‌بار در عالم رؤیا مشاهده کردم.
 که در خیابان ایستادم احمد آقا از دور به طرفم آمد و من را در آغوش گرفت خیلی حالت زیبایی بود بعد از سال‌ها احمد آقا را می ‌دیدم بعد از روبوسی به تابلوی خیابان نگاه کردم.
 دیدم نوشته خیابان قدس فهمیدم این‌ جا نماز جمعه است همان لحظه از خواب بیدار شدم فهمیدم علت این ‌که احمد آقا این ‌گونه من را تحویل گرفت به خاطر حضور همیشگی من در نماز جمعه است.


نام کتاب. عارفانه 

نویسنده کتاب. گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی 


نویسنده مطلب. سمیه شریفی


تاریخ ارسال مطلب: ۸:۳ - ۱۳۹۹/۹/۱۴
ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر مربوطه در وب منتشر خواهند شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهند شد.


مهمترین مطالب
مهمترین مطالب گروه
  •  آخرین حماسهزندگینامه شهداء
     آخرین حماسه
    ::> ولایت آنلاین، گروه شهدا < ::
  •  صبحانه فانوسیزندگینامه شهداء
     صبحانه فانوسی
    ::> ولایت آنلاین، گروه شهدا < ::
  • شهادتزندگینامه شهداء
    شهادت
    ::> ولایت آنلاین، گروه شهدا < ::